پیدا





۱۰۲۰

درخواست حذف اطلاعات

اومدم یت شوهرم خونه مامانمه بهش گفتم نرو خونه دوس ندارم تنها باشی ولی میگفت از دست بچه ها عصبیم اذیتم میکنند گفتم یه امشب را تحمل کن گفت کوچیکه باهام بازی میکنه اما بزرگه ن اخه دیروز رفته پیش پدرش بهش اموزش داده میدونم بچه هام بزرگ میشن اما نگرانم به انحراف کشیده بشن این منو ازار میده فردا روز ا یت است و بر میگردم خونه البته ا شب قلبم درد میکنه انگار تو دهنم است اتاقمون ۴ تخته است و هر سه نفر خوابن و فقط من بیدارم خدایا بازم شکرت شوهرم کار گیرش نیومد نمیدونم باید چه خاکی به سر کنم و واقعا خسته هستم دلم میخاد بره کار پیدا کنه با پدرم بد حرف زدم عذاب وجدان گرفتم این همه برام زحمت میکشه ا ش هیچی خیلی بی شعورم خیلی پدرو مادرم خیلی زحمت کشیدن اما من راضی نیستم که ما را تو این شهر بزرگ دلم میخاست یه جایی مثه مرکز تهران بودیم اینجوری خیلی پیشرفت میکردیم اما من خودمو هیچی نمیبینم خسته ام فرسوده شدم از خدا میترسم دوباره ارامش منو به هم بزنه که البته این از جانب خدا نیس خدایا ما بندگانت بی چشم و رو هستیم هنوز هیچ مراسم محرمی نرفتم شوهرم هم نمیره امروز یکی از همکارا گفت ازدواج کردی خب بگو با شوهر دومت چه میکنی گفتم خوشم نمیاد اما گفت اینقدر میگم تا ازم سیر بشی و باهhم قهر کنی دارم از کنجکاوی میمیرم منم گفتم بگو از فضولی داری میمیری



۱۰۲۲

درخواست حذف اطلاعات

فردا باید برای ویزیت تشخیصی بیشتر برم گفتن پزشکش خوبه ولی نمیدونم چی بشه دو روز دیگه خونه داداشم دعوت داریم براش یه گلدون میناکاری شده گرفتم حدود ۱۷۰ تومن می ارزه برای دندان پزشک هم باید حتما یه نوبت بگیرم این هفته هم نتونستم برای کارهای پایان نامه برم خیلی اذیت شدم این پایان نانه لعنتی خوشی را از من گرفته برای بچه هام نگرانم گناه دارن اونا خیلب پریشون و پرخاشگر شدن که اینا نشونه افسردگیه تصمیم گرفتم از داد بیارمشون پیش خودم البته باید یه خونه بزرگتر بگیرم دو قسط از لیزینگ مونده یه ماه دیگه ۴ میلیون باید بپردازم ا این برج هم حدود ۳ تومن چک دارم تاالان یه مقداری پس انداز که سودشو میگیرم و کمک قسطام میشه ففط دلم میخاد بمیرم با این که پس انداز دارم ولی خودم جیبام خالیه نمیتونم بهش دست بزنم چون سودش کم میشه پولا تموم میشه و دیگه هیچی ندارم شوهرم هنوز بیکاره یه کاری یه جایی پیدا شده ولی راهش دوره نمیخام بره این روزا هر روز میاد سر کار دنبالم و سپس میره مدرسه بچه ها احساس غم دارم و خوب نمیشم از داشته هام لذت نمیبرم چون بچه هام پریشونن



۷۹۵

درخواست حذف اطلاعات

دارم با خودم فک می کنم چرا خدا اینطوری جهان را خلق کرده من هیچی ازش نمی فهمم خیلی از زندگی خسته شدم قبلا چه قدر شاد بودم دوران دبیرستان و میگم الان نمیتونم شاد باشم دلم میخواهد بچه هام شاد باشن وقتی میبینم یکی دعا می خونه و خدا مستجاب می کنه برای خودم متاسف میشم چرا من باید این همه دعا کنم ولی خیلی دیر مستجاب بشه من واسه ج خیلی دعا ولی آ ش شد کی با دو تا بچه خب من بدبخت شدم ولی دلم میخاد اونا بدبخت نشن باباشون میگه بدبخت شدن من خیلی غصه میخورم خیلی بیش از حد هر چند خدا منو فراموش نکرده ولی حس می کنم کمتر بهم نگاه می کنه حس می کنم ازم دلخوره هنوز برای همسر سابقم عذاب وجدان دارم دوس نداشتم هیچ ضرری ه هر چند خودم بیشتر ضرر بیشتر ضربه خوردم احساس خلأ می کنم هیچ مردی تو زندگیم نیس که دوسش داشته باشم حس می کنم نیاز به مردی داشتم که بهش علاقمند بودم ولی ی وجود ندارد میگن تلاش کن تلاش نتیجه نداد میگن از خدا کمک بگیر کمک خواستم نتیجه نداد میگن هر چی خدا بخواد همون میشه تلاش نکن میگن خدا میگه تلاش کن بدون حرکت به خواسته است نمیرسی همه مدلی امتحان فایده نداشت همه راهیو رفتم فایده نداشت فقط مونده توکل کنم و بگم بی خیال دنیا خب با حس افسردگی چه کنم میخام برم بانه ولی راهش زیاده تو این گرما هلاک میشیم پولم ندارم ید کنم هزینه یچه ها هست خیلی زیاده من نمیتونم با این ج بنایی از پسشون بر بیام